خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ آوریل 2010

بازارچه خیریه

این پست توضیح زیادی نداره. یه بازارچه خیریه قراره تشکیل بشه. پونزده، شونزده و هیفده اردیبهشت. این خیریه پیام امید یه NGO  هست که حدود چهل و پنج خانواده رو تحت پوشش داره که به مشکلات  تحصیلی و غذایی و پزشکی و … شون رسیدگی می کنه. با کمکای کوچیکمون می تونیم به خیلیا کمک [...]

نوشته را کامل بخوانید »

اگه دختر بودم

این خانم «ل» و کیتی خانم حواس برایمان باقی نگذاشته اند، امروز تازه یادمان افتاد که خواهر مژده لطف کرده اند و ما را به یک بازی بلاگی دعوت کرده اند، ولی سر جدتان ما را بازی ندهید، چرا؟ چرا ندارد عزیز برادر، چون اصولا من از آن بچه های تنبلی بودم که هیچ وقت [...]

نوشته را کامل بخوانید »

kitty

این پست قبلی رو مدت زیادی بود که به صورت پیش نویس داشتم. ولی منتشر کردنش خیلی سخت بود، چرا سخت؟ عزیز برادر اگه شما هم مثل من توی خونه یه بچه گربه شیطون و شیکمو داشتی حرف منو می فهمیدی. با این که یه کمی دردسر داره ولی بدجوری مهرشو به دلمون نشونده پدرسگ. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

خوشا شیراز و وصف بی مثالش

اول اسفند تصمیم گرفتیم که نهم تا یازدهم عید به انضمام خانم «ل» و مامان و بابا و برادرام  بریم شیراز. یعنی ما که تصمیم نگرفتیم، برایمان تصمیم گرفتند. هتل رزرو کردیم و به آزانس سر کوچه هم سپردیم که برایمان بلیط ایران ایر رزرو کند، چپ و راست هم  حضوری و تلفنی بهشان تذکر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

اسباب کشی به ورد پرس

بالاخره به وردپرس اسباب کشی کردیم. یعنی به پرشین بلاگ اجازه ندادیم که بیش از این روی اعصابمان راه برود. اصلا از همون روز اول که تصمیم به نوشتن گرفتم باید این کار رو می کردم. با این که مهندس خسته یه جورایی باعث اصلی بلاگ نویسی ما شد و خوندن بلاگ اون بود که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

سر انجام بچه گربه ها

هر چی من به شما بگم که این پرشین بلاگی ها به روح اعتقاد ندارند باز شما بگو نه. دیروز که به کل پرشین بلاگ تعطیل بود. من هم تصمیمم رو گرفتم پدر جان، الا و للا که می خواهم به وردپرس  بروم. اصرار هم نکنید. همین است که هست. ببین تو رو خدا اصلا [...]

نوشته را کامل بخوانید »

سه قلو ها

یک روز برای هر مردی این اتفاق می افتد. پدر شدن را عرض می کنم عزیز دل برادر. خود من با این که اصلا آمادگی نداشتم ولی الان صاحب سه تا بچه کوچولو شدم. خدا را صد هزار مرتبه شکر که همگی سالم هستند. دو تا پسر و یه دختر که امروز تقریبا سه هفتشون [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.