این قسمت در واقع یه جور فوضولیابه دیجیتاله. حالا هم که شما کلیک رنجه فرمودید و به اینجا تشریف آوردید سعی می کنم کمی از حس کنجکاویتون رو ارضا کنم.
تهرانیم. متولد بهمن شصت و دو هستم. از یه دانشگاه دولتی تهران لیسانس گرفتم و مهندس عمرانم ولی شغلم هیچ ارتباطی به عمران نداره. توی یه حانواده سنتی مذهبی به دنیا اومدم و به یه مدرسه کاملا مذهبی رفتم. ولی الان آثار خیلی کمی از سنت و مذهب تو وجودم باقی مونده. بیشتر اوقات سعی می کنم آدم خوبی باشم، ولی خوب آدمم دیگه، بالاخره ممکنه کارهای بدی هم بکنم. کلا خسته هستم و نشستن برام زیاد راحت نیست و در اکثر مواقع افقی هستم. حرف زدن و صحبت کردن با دوستام یکی از بزرگترین تفریحات زندگیمه. سعی می کنم آدم شوخ طبعی باشم. حتی وقتایی که خودم سرحال نیستم. به فیلم علاقه دارم ولی کلا آدم فیلم بازی نیستم. سلیقه موسیقیم هم خیلی قرو قاطیه. یعنی شما توش می تونی از ایرج و گلپا و شجریان پیداکنی تا ابی و سیاوش قمیشی و شهرام شب پره و آرش و sting وbon jovi و rasmus و… خیلی های دیگه. توی یه شرکت مدیر بازرگانی هستم و در آمد متوسطی دارم. دوازده فروردین هشتاد و یک با خانم «ل» دوست شدم و الان عاشقشم. تا این لحظه که فروردین هشتاد و نه هست، سه سال و نیمه که از تاریخ عروسیمون میگذره و داریم با هم زندگی می کنیم. گهگداری پیپ می کشم و صد البته که دوست دارم بوی شامه نواز پیپم رو با طعم دلچسب و تلخ قهوه بیامیزم. در ضمن از آشنایی با شما هم خوشبخت خواهم شد.

سلام. چند صفحه ای از وبلاگت رو خوندم. کلا وبلاگ سرحالی داری. «کلا خسته هستم و نشستن برام زیاد راحت نیست و در اکثر مواقع افقی هستم» هم یه جورایی وصف حال خودم بود و کلی حال کردم باهاش. موفق باشی.
از آشنايي با شما هم خوشحالم …البته بزنيد به تخته براي خودتان كه زندگيتان ال حمد و للاه روبراه است : دي
من كه اينجا كامنت هم گذاشتم چه جالب ! يادم نبود اصلا فقط حس كردم اومدم …الانم اومدم ببينم احتمالا ايدي مسنجر نذاشتي كه بگم لطفا نظر منو خصوصي يا حذف كني …كه ديدم خبري نيست
من متولد سال…… هستم.
و سال ….. بایه پسری دوست شدم که میگفت عاشقمه و همه ی دانشگاهو با عشقش سوپرایزکرد.
کلا همه بهم حسرت میخوردن.چون هم همدیگرو خیلی دوست داشتیم و هم همه چیمون بهم میومد حتی تحصیلات پدرو مادرمون،رشتشون و سطح خانوادگیمون.
از قضا اونم عمران خونده بود.
و هم سن من بود یعنی یکسال از تو کوچکتر.
درست بعد از شش سال دوستی یکدفعه به این نتیجه رسید که زیادم به درد هم نمیخوریما!!!
و اینکه اون هنوز عاشق منه و هنوز مثل من کسیو ندیده…
ولی تا سی سالگی بچه است و اصلا نمیتونه ازدواج کنه …
تازه گوشتو بیار تا بغضم نترکیده یه چیز دیگه هم بهت بگم ، بهم گفت فکر میکنه بعد از این همه دوستی دیگه خیلی لوس و تکراری میشه که باهم ازدواج کنیم،گفت حتی شاید ازدواج با دختر همسایشون که شاید اصلانم قبولشم نداشته باشه هیجان انگیزتره.
از اون روز تا بحال چند ماه میگذره و اون هنوز موقعهایی که میخواد تصمیم مهمی بگیره بهم زنگ میزنه و مشورت میخواد.
نمونه اش روز دفاع کارشناسی ارشدش.
چند بارم تازگیها بهم گفت نمیخوای دست از لوس بازی برداریو بهم زنگ بزنی …
لوس بازی !!!!!!!! چه بامزه.
آخه میدونی چیه شریعتی میگه آدمها سه دستن:
دسته اول وقتی هستن ،هستن و وقتی نیستن هم هستن
دسته دوم وقتی هستن ،هستن و وقتی نیستن ،نیستن.
دسته سوم وقتی هستن ، نیستن و وقتی نیستن،هستن .
من جزبیچاره به حالت کاملا تاسف باری جز دسته سومم.
ویرایشاتی که خواستید انجام شد. ممنون از ابراز تجربه شخصیتون
حرفی ندارم
http://nooneknowshim.blogfa.com/
گاه بخوان و…
بگذر.
دکتر اه.
آقا، از ما بهتران، سعادتمند، بزرگ، پر طرفدار، نهایت، دوست، صدیق، خردمند
یه نگاهی به وبلاگ من بندازین
از طرف دکی جون ا.ه
رییس ستاد دوستداران پیپ خسته
nooneknowshim.blogfa.com
ممنون و خسته نباشی . چند تا از نوشته هاتون خوندم . اعتقاداتم خیلی بهت نزدیکه و کلا از اینکه این مدت باهاتون بودم حال کردم …
دوستای سیگاری زیاد دارم…ولی دوستِ پیپ کِش (درسته؟) نداشتم…فک کنم از این به بعد دارم نه؟؟
I like it
من هم خسته هستم و افقی و دارای کان گشاد.
از آشنایی با شما خوشبختم :ی
از آشنائیت خوشوقتم بیپ خسته!
میزارمت تو لینک دونیم! دلت خواست این کارو بکن تو هم:)