Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر 2010

بازی

قدیم ها مثل الان نبود. هنوز علم اینقدر پیشرفت نکرده بود. اولین بازی که من دیدم آتاری بود. همون هواپیمای معروف و بوکس و زیر دریایی و  چند تا بازی دیگه. ما خودمون آتاری نداشتیم. هر وقت می رفتیم خونه مامان بزرگ با دایی کوچیکه بازی می کردیم. بعدش علم برای ما پیشرفت کرد. پنجم دبستان که بودم بابا کامپیوتر محل کارش رو از شرکت واسه ما خرید. به هوای این که با کامپیوتر آشنا بشیم و از دنیا عقب نمونیم. کمودور 64 بود. بازی هاش رو روی نوار کاست ضبط می کردن. به هر کی می گفتیم بهمون می خندید و فکر می کرد داریم سر کارش می ذاریم ولی باور کنید که بازی هاش روینوار کاست ضبط می شد. الکی که نبود عزیز برادر، لود شدن یه بازی حداقل یه ربع طول می کشید. البته یه کتاب برنامه نویسی بیسیک هم داشت ولی من وداداشام هیچ کدوم الفبای انگلیسی رو بلد نبودیم. واسه هر حرفی یه اسم گذاشته بودیم. مثلا A «مرد پا باز» بود و T «مرد با کلاه» و M «کوه دو قله» و W «کوه دوقله بر عکس»، S هم «مار» بود. حتما صحنه جالبی بوده، سه تا پسر بچه کچل که احساس می کردند دارن برنامه نویسی می کنند. بعد یکی از روی کتاب خط به خط برنامه رو می خوند و من وارد کامپیوتر می کردم. حالا همچین برنامه شاخی هم نبود ها، مثلا بعد از یک ساعت برنامه نویسی با اون وضع مشقت بار رنگ صفه نارنجی می شد و یه توپ از پایین صفحه می رفت بالای صفحه و ما سه تا داداش کلی خوشحال بودیم که برنامه نویسی کامپیوتری انجام می دیم. بعد از سه سال سگا خریدیم. تو پوست خودمون نمی گنجیدیم. قبلا تو کلوپ های بیرون و شهر بازی سگا بازی کرده بودیم ولی این که توی خونه بتونی مورتال کومبات و کشتی کچ بازی کنی یه چیز دیگه بود. بعد از دو سال دیگه پای کامپیوترهای امروزی و بازی های کامپیوتری به خونه ما باز شد. البته یه مدت هم پلی استیشن داشتیم.

فقط پنج شنبه ها و جمعه ها اجازه بازی کردن داشتیم، اون هم به مدت دو ساعت، ما هم چون می دونستیم پدر و مادرمون صلاحمون رو می خوان دقیقا به حرفشون گوش می دادیم و فقط طبق برنامه بازی می کردیم و بقیه روزها رو درس می خوندیم.

پاراگراف قبلی کذب محضه. ما سه تا بر خلاف کله بی مو کچل و ظاهر مظلوممون خیلی هفت خط بودیم، ما همیشه بازی می کردیم. البته دور از چشم مامان و بابا، هر وقت مامان اینا خونه نبودن بساط ما به راه بود و البته چون سه نفر بودیم یه نفر دم پنجره کشیک می داد و اون دو تای دیگه بازی می کردند. هر وقت هم که کسی میومد به صورت کاملا ضربتی دستگاه رو جمع می کردیم و می رفتیم سر درسمون و البته که پنج شنبه ها و جمعه ها رو هم بسیار حق به جانب بازی می کردیم و به روی خودمون هم نمیاوردیم.

من همیشه بازی می کردم، الان هم بازی می کنم، مخصوصا وقتی دارم فکر می کنم ویا عصبانیم. بازی اصلیم هم بسکتبال و فوتبال بود. از سال 98 تا الان تقریبا همشون رو بازی کردم. تازگی ها هم NBA 2K11 رو گرفتم، لامصب از خود NBA واقعی تره. حرکت بازیکن ها فوق العاااااااادست. همه چیز از طبیعی هم طبیعی تره. مهم تر از همه اینه که این بازی برای اسطوره بسکتبال مایکل جردن ساخته شده. می تونید تمام بازی های مهم تاریخ جردن رو با همون بازیکنای سابق شیکاگو بازی کنید. خلاصه این که فعلا سرمان خوب گرم است. اگر اهلش هستید بگیرید و حالش را ببرید.

Read Full Post »